دوفصلنامه تحقیق و توسعه در حقوق خصوصی

دوفصلنامه تحقیق و توسعه در حقوق خصوصی

امام حسین (ع) و تعهد به حقوق قراردادها در لحظه تنهایی و اضطرار (مطالعه موردی ترخیص ضحاک بن عبدالله در عصر عاشورا)

مطالب عمومی

نویسندگان
1 استاد دانشکده حقوق دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
2 قاضی پیشین دیوانعالی کشور و رئیس پژوهشکده حقوق و قانون ایران، تهران، ایران
چکیده
در فضای مناسبت‌های ایام محرم، که قلب‌ها و ذهن‌ها را به سوی واقعه عظیم کربلا سوق می‌دهد، ضرورت دارد از نگاه‌های تکراری فاصله بگیریم و در پی استخراج لایه‌هایی باشیم که در غبار روایت‌های عاطفی، کمتر به آن‌ها پرداخته شده است. نویسندگان، دو سال قبل (محرم ۱۴۰۳ هـ.ش.) مقاله‌ای با عنوان «پرسش‌هایی از نسبت میان نهضت حسینی با حقوق بنیادین بشری» منتشر کردند. در آن مقاله، پرسش‌هایی برای نسبت‌سنجی میان نهضت حسینی و حقوق بنیادین بشر مطرح شد (محقق‌داماد، درویش‌زاده، روزنامه اطلاعات، ۱۵/۰۵/۱۴۰۳). از آن تاریخ، شاهد انتشار برخی آثار درباره رویکرد حقوق بشری به نهضت امام حسین (ع) بوده‌ایم،[1] اما این آثار، متناسب با انبوه پرسش‌های مطرح‌شده در آن مقاله، ارزیابی نمی‌شوند. اکنون، ضمن دعوت مجدد از اندیشمندان حقوقی کشور برای پرداختن به پرسش‌های مطرح شده در مقاله پیشین، به موردپژوهی در این زمینه می‌پردازیم. این نوشتار می‌کوشد تا، به عنوان گامی عینی و مشخص، واقعه ترخیص «ضحاک بن عبدالله» از میدان را به عنوان یک «پرونده حقوقی»، در میدان نسبت‌سنجی قرار دهد.
بسیاری از وقایع تاریخی، در گذر زمان به «روایت» تبدیل می‌شوند و لایه‌های حقوقی و فلسفی آن‌ها پنهان می‌ماند. واقعه ضحاک، اگر صرفاً گزارشی از «سرنوشت یک فرد» تلقی شود، تنها یک روایت تاریخی است؛ اما اگر به عنوان مانیفستی در تلاقی اراده، تعهد و کرامت انسانی دیده شود، ما با یکی از مسائل پیشروی حقوق قراردادها و حقوق بشر روبه‌رو هستیم.
این پژوهش، با هدف الهام‌گیری حقوقی از کلام و رفتار امام حسین (ع) در بحرانی‌ترین لحظه نبرد (عصر عاشورا)، در چهار گام پیش می‌رود.
نخست، در بخش «توصیف مستند واقعه»، با تکیه بر منابع دست اول (تاریخ طبری و ابومخنف)، به تبارشناسی سندی روایت می‌پردازیم. در این بخش، با تحلیل فاصله زمانی راویان و بررسی «روایتِ اعتراف» و تواتر ترخیص اصحاب ، اعتبار تاریخی این نقل را از منظر متدولوژیک تثبیت می‌کنیم تا بستری سخت و مستند برای تحلیل‌های بعدی فراهم شود.
دوم، در بخش اصلی، یعنی «میدان تقاطع حقوقی»، با رویکردی «بینارشته‌ای»، واقعه را از چهار لایه حقوقی کالبدشکافی زیر می‌کنیم:
۱. از منظر «حقوق قراردادها»، برای بررسی حاکمیت اراده و مفهوم «برائت ذمه» در عبارت «أنت فی حِلٍّ».
۲. از منظر «حقوق بنیادین بشر»، برای تحلیل کرامت انسانی و حق تعیین سرنوشت در برابر ابزار انگاری انسان.
۳. از منظر «حقوق نظامی»، برای تفکیک میان «جرم فرار از جنگ» و «خروج مجاز» بر اساس تجویز فرمانده.
۴. و در نهایت از منظر «حقوق بشردوستانه و کنوانسیون‌های ژنو»، برای تطبیق این رفتار با استانداردهای مدرن «گذرگاه امن».
در نهایت، در بخش «نتیجه‌گیری»، این تحلیل‌های انتزاعی را به کاربردهای امروزی پیوند می‌زنیم تا دریابیم چگونه اولویت دادن به «کرامت انسانی» بر «ضرورت عملیاتی»، می‌تواند به عنوان یک الگوی مدیریتی و حقوقی در جهان معاصر به کار گرفته شود.
این مقاله، تلاشی است برای اثبات این نکته که عدالت از سیره امام حسین (ع)، ضمن ایستادگی در برابر ظلم، در «احترام به اراده آزاد انسان» حتی در سخت‌ترین شرایط محاصره، تجلی یافته است.



[1] از جمله مقاله «رویکرد حقوق بشری به قیام امام حسین(ع) و آثار آن» نوشته مهدی فیروزی، منتشرشده در نشریه مطالعات حقوق بشر اسلامی، سال ۱۴، بهار ۱۴۰۴، شماره ۳۶
موضوعات